فلسفه انقلاب (قسمت اول)

۱۳۹۷-۹-۳ ۱۲:۳۵:۱۸ +۰۰:۰۰۱۶ مهر ۱۳۹۷|سخنرانی ها|بدون ديدگاه

فلسفه انقلاب

 

آیا دموکراسی ممکن است ؟

دموکراسی به معنای حاکمیت اکثریت مردم است، حال اگر اکثریت مردم در یک جامعه موٌمن باشند این دموکراسی دینی می شود و در غیر اینصورت دموکراسی کافرانه و یا منافقانه خواهد بود.

و اما طبق معرفت قرآنی و همچنین تجربه بشری می دانیم که همواره تا قبل از پیدایش جامعه امام زمانی، اکثریت مردمان هر جامعه ای کافر و مشرک و منافقند و موٌمنان همواره گروهی بسیار اندک و پراکنده اند . و این سنت خدا در میان خلق است که در ده ها آیه قرآنی بسیار بارز است که اکثریت مردم را همواره کافر و مشرک و ظالم می داند.

پس اگر چنین است پس دموکراسی دینی فعلا مقدور نیست الا بواسطه دیکتاتوری و ایجاد اکراه و ریای در دین که موجب هزاران فساد و فتنه است و اصل دین را نیز از میان می برد و مرز حق و باطل را مخدوش می سازد و همه مردم را بسوی بدترین کفر یعنی نفاق می کشاند.

شورای سقیفه در صدر اسلام نخستین نماد از یک دموکراسی دینی و اسلامی بود که آن همه فساد و فتنه پدید آورد و علی (ع) و موٌمنان زیر بار آن نرفتند .

و حتی دموکراسی دینی پنج ساله ای که علی (ع) با اکراه و تهدید اطرافیان پدید آورد و پیشاپیش فاتحه آن راخواند که «شما تاب تحمل عدالت مرا ندارید».

نیز سند تاریخی بزرگی برای موٌمنان است که تا زمانیکه اکثریت جامعه موٌمن نیستند بهتر است که موٌمنان حقیقی از دخالت درحکومت بپرهیزند.

بهر حال همواره اکثر مردمان جاهل و کافرند و لذا طبعا طالب جبر و جبارند و فقط به جباران راٌی می دهند . بنابراین این نوع دموکراسی چیزی جز دیکتاتوری و سلطنت پنهان نیست. این دموکراسی ها همان امپراطوریهای قدیم است که حتی مسئولیت اعمال خود را هم به گردن مردم می نهد و از کوچکترین مسئولیت هم مبراست.

دموکراسی دینی به معنای واقعی کلمه همان جامعه امام زمانی است و لاغیر.

از دموکراسی دینی که بگذریم واقعیت اینست که حتی دموکراسی غیر دینی هم ممکن نیست.

مثلا در کشور آمریکا که مهد دموکراسی محسوب می شود همواره حدود نیمی از مردم هرگز در انتخابات شرکت نمی کنند و نیمی از آن نیم دیگر موفق می شوند یک کاندیدا را به ریاست برسانند. یعنی حدود یک چهارم مردم بر سه چهارم حکم می رانند. و این همان دموکراسی ضد دموکراسی است.

از این امر که بگذریم واقعیت دیگر اینست که حکومت مظهر نفس اماره جامعه است که بر آن جامعه حکم میراند و لذا در همه حال بر حق است و عدالت جاریست. آن گروه اندک از موٌمنان هم کاری به حکومت ندارند و تحت امر امام و اراده پروردگارند و از بابت حکومتها هم هیچ گزندی به آنان نمی رسد.

درست به همین دلیل علی (ع) موٌمنان را از در افتادن با حکومتهای جبار منع کرده است تا زمانیکه اکثریت مردم موٌمن نیستند و بهر حال با حکومت خود کنار می آیند . علی (ع) برای موٌمنانی که می خواهند علی رغم میل اکثریت مردم با حکومت بجنگند عذابهای بزرگی پیشگوئی نموده است زیرا این موٌمنان با عدالت حاکم برآن جامعه می جنگند.

در حقیقت همه حکومتها در طول تاریخ تا به امروز دارای ماهیتی دموکراتیک (مردمی) بوده اند . هیچ حاکم عادلی نمی تواند بر جامعه ای ظالم حکومت کند و نباید بکند.

حکومتهای دموکراتیک فقط ریاکارتر از سلطنت هستند.

استاد علی اکبر خانجانی

 

ثبت ديدگاه