اصول دین چیست؟

اصول دین چیست(خودشناسی دینی) مقاله ۱۶ استاد علی اکبر خانجانی

اصول دین چیست ؟ (خودشناسی دینی) مقاله ۱۶


متاٌسفانه بسیاری بر این گمان هستند که دین عبارتست از نماز و روزه و خیرات و حجّ و امثالهم . درحالیکه اینها فروع دین هستند . «فرع» به معنای میوه و ثمره و معلول است که بطور طبیعی از اصل یک واقعه ای رخ می نماید . اصول دین دو جنبه دارد : عملی و اعتقادی ! اصول اعتقادی دین ما همانها هستند که همه می دانیم یعنی توحید و نبوّت و معاد وعدل و امامت . اینها جنبۀ ذهنی و احساسی دین است و امری درونی و نامرئی است . و اما اصول عملی دین همانهائی هستند که اکثر ما از یادشان می بریم وعبادات ( نماز ، روزه و …) را همان اصول عملی دین می پنداریم . در حالیکه عبادات محصول ثانویۀ عمل به اصول دین هستند و اموری کاملاً شخصی ومعنوی محسوب می شوند .

و امّا اصول عملی دین چیست ؟ صداقت ، قناعت ، سخاوت ، صبر، عفّت ، ادب ، خویشتن داری ، محبّت ، رزق حلال ، دوری از زنا و ربا و ریا و … اینها همان اخلاق فطری بشرند و ارکان همه مذاهب حقّه الهی می باشند .
انسان به میزانی که این اصول را در زندگی روزمره به فعل در می آورد به باور قلبی اصول اعتقادی دین می رسد و به تدریج عبادات که میوه های وجود یک مؤمن هستند بصورت نیازی روحانی آشکار می شوند که جملگی قلمرو پرستش پروردگارند . در واقع اصول عملی دین موجب تقرّب انسان به خداوند شده و این تقرّب موجب پرستش می شود و نماز و روزه و انفاق و جهاد و ابلاغ معارف دینی پدید می آیند .

برخی می پندارند که برای دین دار شدن و ایمان آوردن بایستی عبادت کرد و خیرات داد و امثالهم . در حالیکه برای ورود بر دین خدا و قلمرو ایمان الهی بایستی زندگی را براساس فطرت و احکام اخلاق اصلاح نمود . بایستی دروغ و ریا وحرص و بخل و تهمت و حرام خواری و روابط نامشروع را از اعمال خود پاک نمود و این همان رویکرد به خداوند است . این همان ورود به دین وحرکت بسوی اوست . این حرکت چون به حریم الهی می رسد موجب عبادات می شود همانطور که انسان به هنگام ورود به خانۀ یک سلطان یا استادی ، کرنش می کند و ادب بجا می آورد و اظهار ارادت می کند . در غیر اینصورت انجام عبادات یک تأتر است یعنی دین نمائی . واین همان نفاق است .

کسی که دروغ می گوید و تهمت ناروا می زند و نماز هم می خواند . کسی که شغل حرام دارد و زکوة می دهد . کسی که ربا می خورد و به حجّ می رود و … در واقع مشغول اشدّ معصیت به خداست و خداوند را به گمان خود فریب می دهد . این نفاق است که پست ترین مقام بشر در جهان می باشد و منافقین هم ملعون ترین مردمان در نزد خدا هستند .

دین از توبه آغاز می شود که همان ترک امیال و رفتار نادرست است و سپس انابه آغاز می گردد که رویکرد به فروع دین است . اول باید از دنیا پرستی ومردم پرستی دست کشید وسپس به خداپرستی یعنی نماز روی آورد. اوّل بایستی از حرام خواری دست کشید و سپس روی به خمس و زکوة و انفاق نمود . اول بایستی از اشاعۀ جهل ودروغ وجنون دست کشید و سپس به ابلاغ دین و امر به معروف و نهی از منکر پرداخت . اول بایستی از نژاد پرستی و خانه و خاندان پرستی دست کشید و سپس روی به خانه خدا (حج) نمود اول بایستی از جنگ برای دنیا دست کشید و سپس برای دین خدا جهاد کرد و … .

مرحلۀ اول همان اصول عملی دین است و مرحلۀ دوم نیز فروع عملی دین محسوب می شوند که متعاقباً پدید می آیند .
ولی بسیاری بطور وارونه عمل می کنند و اینگونه است که یک دین وارونه و یک زندگی و هویت وارونه رخ میدهد . هم عرق می خورد و هم نماز می خواند . هم مال مردم می خورد و هم خیرات میدهد . هم دروغ می گوید و هم قسم بخدا   می خورد و … و این موجب پیدایش جنون است . « و در آن روز ملائک می گویند پروردگارا اکثر مردم که خود را خداپرست می نامند پس چرا دیوانه اند .» قرآن .
یکی از بزرگترین علّت نفاق و جنون و پوچی و بی هویتی ما اینست که فروع دین را بجای اصول دین گرفته ایم واصول عملی دین را از یاد برده ایم .


حتی اصول اعتقادی دین ( توحید و نبوت و معاد ) تا زمانیکه اصول عملی دین اجرا نشود تبدیل به یک باور قلبی و یقین نمی شود . آنچه که موجب ایمان به خدا و قیامت می شود نماز و روزه نیست بلکه صدق و قناعت وعفّت است یعنی تقوا. عبادات محصول ایمان قلبی هستند و گرنه ابن ملجم می پرورند . و ایمان قلبی محصول عمل به تقوا        می باشد. انسان بی تقوائی که نماز می خواند و به حجّ می رود و امر به معروف و نهی از منکر می کند در واقع برعلیه دین خدا می جنگد و موجب بی آبروئی دین است . به همین دلیل خداوند در سورۀ ماعون ، نمازگزاران سهوی و ریائی را از دشمنان دین نامیده است . دین راهی است که به خدا می رسد . و کسی که بواسطۀ اصلاح اعمال به حریم الهی رسید اقامۀ صلواة می کند یعنی به خدا سلام می کند و با او سخن می گوید . در غیر اینصورت نماز و روزه و حج و خیرات به مثابه حقّ حساب و رشوه دادن به خداست و خدا هم رشوه نمی پذیرد و رشوه دهندگان را رسوا می کند وعباداتشان را تبدیل به عذاب می کند .


دین از تقوا آغاز شده و سپس موجب ایمان به توحید و نبوّت و معاد می گردد و مولّد عبادات است . ولی بسیاری از مردم این راه را وارونه می پیمایند و لذا بجای اینکه بخدا برسند به شیطان و دوزخ می رسند و آنگاه می گویند که دین خرافه است و موجب بدبختی می شود چون هر چه نماز خواندیم و خیرات دادیم پاسخی نشنیدیم .

از کتاب دائرةالمعارف عرفانی جلد دوم فصل فلسفه دین اثر استاد علی اکبر خانجانی

دیگر آثار مربوط : کتاب فلسفه جهانی دین کتاب معرفت شناسی قرآنی _ کتاب فطرت خدا و فطرت بشر

ثبت ديدگاه