تنهائی و هستی مندی

تنهائي و هستي مندي (خودشناسی آخرالزمانی) مقاله ۱۵ استاد علی اکبر خانجانی


تنهائی و هستی مندی (خودشناسی آخرالزمانی) مقاله ۱۵

تا همه انسان را ترک نکنند انسان بخود نمی آید و خود نمی شود و هستی نمی یابد و خدا را در خود درک نمیکند و جاودانگیش در همین حیات را باور نمی کند و هستی مند نمی شود.

انسان تا از هر چه غیر خود از عالم و آدمیان مأیوس نشود بخود نمی آید .

و امّا تنها شدن اجر یک زندگی صادقانه و پاک و با محبّت و مخلصانه است .

تنهائی کمال اجر یک حیات مؤمنانۀ متکی بر معرفت و شرافت است و تنها امکان یافتن وجود و خلیفه خدا بعنوان مظهر وجود است .

انسان تا مطلقاً تنها نشود صاحب وجود و موجود نمی شود .

یعنی در خود قرار نمیگیرد تا خود شود همچون خودآ .

روح انسان هرگز در تن خود قرار نمی گیرد تا تن را مظهر وجود خدا سازد الّا در تنهائی کامل که مجبور است که بخود باز گردد و وجودش را بپذیرد و روح را از تن خود متجلّی سازد و خلیفۀ خدا در عالم خاک شود.

راه دین و زیستن مؤمنانه و عارفانه تنها راه رسیدن به چنین مقامی می باشد . انسانها عموماً فراری از خود و دشمن وجود یافتن می باشند یعنی نمی خواهند خلق شوند و این همان کفر و عداوت با خدا در خلقت است .

این همان راز از خود بیگانگی و جنون و شیطان زدگی انسان است .

فقط در مسیر تسلیم امر خدا شدن است که انسان از همه موجودات رانده شده و تنها و بی جا شده و به خانه وجودش باز می گردد و موجود می شود .

و اینست انسان کامل و خلیفه خدا و خلقت انسانی بشر.

و آخرالزمان عرصه تنهائی جبری بشر است .

انسان یا بخود باز می گردد و یا دست به خودبراندازی می زند و هلاک می گردد.

از کتاب دائرةالمعارف عرفانی جلد دوم فصل فلسفه قیامت و آخرالزمان

موضوعات مرتبط : سخنرانی استاد درباره آخرالزمان قسمت اولکتاب آخرالزمان خانواده

ثبت ديدگاه