جادوی هیکل نوری

۱۳۹۸-۸-۱۸ ۱۹:۴۶:۴۶ +۰۰:۰۰۱۸ آبان ۱۳۹۸|امام شناسی, گزیده ای از آثار|بدون ديدگاه

جادوي هیکل نوري 

مسجد کائنات  

اصطلاح «هیکل نوری»از جمله مفاهیم مختص حکمت اشراق است که در فلسفه اشراق شیخ سهروردی شهید تبیین شده و از جمله مفاهیم کلیدی این حکمت می باشد که در حقیقت حکمت وجودی اولیای الهی و عارفان و صوفیان واصل به ذات و فنای در حق می باشد .

 به زبان ساده موجودیت خاکی انسانی که در حیات دنیوی خود پاک و خالص گردیده و محل تجلی اراده و نور حق شده است موسوم به هیکل نوری است که البته در فلسفه اشراق سهروردی به مثل افلاطونی به هرانسانی در جهان برزخ هم گفته می شود که در عرفان ابن عربی و پیروانش همچون شیخ احمد احسائی این هیکل مترادف با هیکل نورقلیائی نیز هست با تفاوتهائی در تعبیر و تفسیر ماهیت و مقام چنین موجودیتی .

 که وجود قدسی امام زمان هم در جهان هورقلیائی زیست می کند طبق این حکمت مذکور .

هیکل نوری یا هورقلیائی به زبان ملموس تری موجودیت ائمه هدی و اولیای الهی در تجلی خاک است .

 آنانکه از حیات دنیا رفته اند به گونه ای و آنانکه هنوز در قید حیات هستند به گونه دیگری تجلی و ماهیت دارند .

در نقاشی های مربوط به قدیسین هاله نوری که بر اطراف سر انسانھای قدیس تصویر شده بیانی دیگر از هیکلنوری است. 

تمام کرامات و شفاعتهای وجودی مردان خدا حاصل نورانیت بدن خاکی آنھاست و این امر در محور شناخت انسان کامل و امام شناسی و ولی شناسی قرار دارد که متأسفانه در قلمرو فرهنگ و معارف مسلمانان در دوران جدید رخت بر بسته است و به قلمرو خرافات ملحق گشته است و یا بکلی انکار می شود .

نور ساطع شونده از وجود مخلصان و عارفان واصل از جنس نور خداست همانطور که نورالله یکی از القاب ائمه هدی بوده است .

پس این نوری فوق نجومی است و تجلی همان نوری است که در قرآن کریم ھمه تجلیات و ارزش های معنوی را شامل می شود مثل نور حق ، نور ایمان ، نور صدق ، نور معرفت ، نور هدایت ، نور یقین و غیره .

 در قیاس با نور خورشید این همان نور فوق نور ، نورالنور یا نور ذات نور است که نور خورشیدی در قبال آن عین ظلمت است .

این همان نوری است که با طلوعش از دل خاک موجب بی نوری و کوری خورشید می گردد . 

این همان نور ازلی است که کل کائنات به مثابه نزول و سقوط و هبوط این نور است و همچون نور منقبض شده می باشد . 

پس مردان خدا و صاحبان هیکل نوری کسانی هستند که از ثقل مادیت وجود پاک شده و به ذات خویشتن که سر منشأ آن نور ازلی است ملحق شده اند و آن نور را از وجود خود بر می تابانند که البته هر کسی توان دیدن این نور را نداردهمانطور که جمال نور حضرت محمد مصطفی ص و فاطمه زهرا  س و علی ع را هم فقط انگشت شماری از اصحاب مخلص و مریدان  درک می کردند. 

 این همان نوری است که حضرت فاطمه را زھرا (درخشنده) نموده است و لذا مجبور به نقاب زدن کرده است . 

کل کرامات و شفاعتها و خواص مبارک و بیدار کننده و مسحور کننده وجود انسانھای مخلص از بابت این نور است .

و بواسطه همین نور است که کل کائنات بر آنان سجده می کنند و متحصن در وجودشان هستند و راز بقای انسان در جهان و مهلت بر عامه بشریت و معنای قطب عالم امکان تماماً حاصل خودبخودی این نور در عالم و آدمیان است .

 وجود مقدس امام زمان در پرده غیبت هم بواسطه ھمین نور است که موجب شفاعت و هدایت مؤمنان است برای کسانی که او را می جویند و چه بسا دیدارش می کنند . 

و اما این نور نیز تجلیات متفاوتی دارد و طبق احادیث شیعی و آیات قرآنی ھمه مؤمنان مخلص به درجات دارای این نور هستند .

بمیزانی که آدمی از نفس خود صفت زدائی و نیاز زدائی می کند و از قلمرو کثرت بسوی وحدت و یگانگی می رود به حریم این نور در ذات خویشتن نزدیک می شود .

برگرفته از کتاب حکمت نوری(اشراق)  فصل ۳۲ اثر استاد علی اکبر خانجانی

ثبت ديدگاه