جامع الاسرار ۴

۱۳۹۸-۹-۱۳ ۱۴:۱۲:۵۹ +۰۰:۰۰۱۳ آذر ۱۳۹۸|سؤال و جواب|1 ديدگاه

جامع الاسرار ۴

   من : پروردگارا فکر چیست؟

 او : فکر ھر کسی ھمان چیزی است که او را ھدایت می کند به بھشت یا جھنّم .

 من : پروردگارا فکر بھشتی چگونه است ؟

 او : فکر بھشتی آن است که به صاحبش می گوید که : «تو خودت علّت سرنوشت خودت ھستی ».

 من : پروردگارا در گذشته با اندک تلاشی ھر مشکلی کمابیش تخفیف می یافت ولی امروزه به نظر می رسد که ھیچ تلاشی ثمری نمی بخشد این چه رازی است؟

 او : این ویژگی آخرالزمان است که جز تلاش ھای مخلصانه ثمری نمیدھد و بلکه بر پیچیدگی اوضاع می افزاید و لذاتلاش ھای نسبی و ناخالص جملگی به ناکامی می انجامد و از این رو مردمان گروه گروه به سوی کفر و جنون آشکارمی روند و دست از ھر تلاشی برای بھبود زندگی خود می کشند و تسلیم زمانه می شوند و در انواع عذابھا بی حسمی گردند و دلھایشان می میرد و لذا دیگر عذابی را ھم احساس نمی کنند . لذا امروزه یافتن انسانی که صاحب عقل واراده و سلامت و احساس باشد در حکم کیمیاست و از ھر چند میلیون نفر شاید یکی چنین باشد .

 من : پروردگارا یک عمل خالصانه چگونه ممکن می شود؟

 او : یک عمل خالصانه چندین شرط دارد : اول اینکه فقط به قصد رھائی از عذابھا نباشد . دوم اینکه برای خوش آمد دیگران نباشد . سوم اینکه با ابزارھا و روش ھای بازار نباشد . چھارم اینکه به قصد تغییر کل زندگی باشد . پنجم اینکه تحت امر و نظارت یک مؤمن دیگری باشد ونه اراده شخصی . ششم اینکه فرد عمل کننده به حیات اُخروی ایمان داشته باشد . ھفتم اینکه به آن فرد مؤمنی که تحت امر و نظارتش اقدام به عمل می کند اعتماد کامل داشته باشد . ھشتم اینکه فرد بخواھد کل زندگیش را تحت آداب و اخلاق دینی آورد . نھم اینکه فرد از کل زندگی گذشته اش پشیمان باشد . دھم اینکه فرد جز خودش را مسبّب بدبختی ھایش نداند . و یازدھم اینکه کل مسئولیّت و اقدام به آن عمل راخود فرد به تنھائی به عھده گیرد و ھمه این شرایط آنگاه که من یکی از مؤمنان مخلص خود را به نزد مردم می فرستم فی البداعه فراھم می شود و کافی است که مردم آن مؤمن مخلص را تصدیق کنند . پس می بینی که عمل خالص درعین حال سھل ترین اعمال نیز می باشد . پس ھدایت من که بر اساس عمل خالصانه پدید می آید از غایت رحمت من نیز می باشد.

 من : پروردگارا فرزندان چیستند ؟

 او : فرزندان شما گذشتۀ شما ھستند که پیش رویتان قرار گرفته اند الاّ اینکه از کل گذشته تان پاک شده باشید که دراینصورت آینده شما ھستند .

 من : پروردگارا شوخی کردن چیست؟

 او : کفران نمودن است .

  من : پروردگارا گریستن چیست؟

او : توبه کردن است .

من: پروردگارا سرزنش کردن چیست ؟

او : انتقام گرفتن است .

من : پروردگارا گوش فرا دادن به موسیقی چیست؟

او : اگر مرا به یاد نیاورد فسق است و موجب عذاب و جنون می گردد .

من : پروردگارا حلال و حرام چیست ؟

او : هر کاری که به یاد من نباشد حرام است در درجات .

برگرفته از کتاب من_تو_او ، دفتر سوم ، جامع الاسرار

«اثر استاد علی اکبر خانجانی»

يك ديدگاه

  1. مسعود ۱۴ آذر ۱۳۹۸ در ۱:۱۴ قبل از ظهر - پاسخ دادن

    کاش میتونستم یک بار هم شده استاد رو از نزدیک ببینم…

ثبت ديدگاه