عذابی بنام تربیت کودک

عذابی بنام تربیت کودک . مقاله ۳ (خودشناسی اخلاقی) استاد علی اکبر خانجانی

«عذابی بنام تربیت کودك» (خودشناسی اخلاقی) مقاله شماره ۳

ھرگز در طول تاریخ بشرھمچون امروز بچه داری و تربیت فرزندان پدیده ای چنین معما وار و عذابی خانمانسوز نبوده است.

به لحاظی این پدیده مولود معما و عذابی بنیادی تر است که ھمان رابطه زناشوئی
می باشد .

این عذاب آشکار حاصل آن عذاب پنهان است . این مسئله موجب شده که بار داری برای والدین تبدیل به یک بدبختی بزرگ شود و حتی اصل زناشوئی و ازدواج را منتفی نماید .

نگرانی مھلک حاصل ازبار دار شدن نیز مهم ترین بخش زناشوئی یعنی رابطه جنسی را نیز تبدیل به یک عذاب نموده است و این عذاب کل رابطه را بسوی ھلاکت می کشاند و لذا نسل بشر را بر روی زمین با خطری جدی مواجه ساخته است .

کودکان به راستی آئینه رابطه پنهان زن و شوھر ھستند . به ھمین دلیل حضور کودکان در روابط اجتماعی مایه بی آبروئی شده و لذا روابط اجتماعی نیز در خطر افتاده است .

این چه معما و عذابی است و چه علتی دارد؟ کودکان بی قرار و مخرب و رنجور که ھمچون خاری در چشم و استخوانی در گلوی والدین حداقل عزت وآسایش را در خانه ھا نابود کرده اند که مهد کودک ھا و کلاس ھای مالیخولیائی را آباد نموده و خانوده ھا رابه تخریب می کشانند .

این کودکان آخرالزمان چه می گویند؟ قتل کودکان بدست مادران و نیز قتل والدین بدست کودکان تبدیل به یک پدیدۀ جهانی شده است . این یعنی چه؟

بچه ھائی که در رحم مادران خود قطعه قطعه می شوند حامل چه پیامی ھستند ؟ فرزندان فراری از خانه و مادران فراری از بچه ھای خود بیانگرچه واقعه ای ھستند ؟

بخش مهمی از علت ازدواج نکردن نسل جدید نیز مربوط به ھمین نفرت است .

آیا براستی بشر به پایان تاریخ خود رسیده و دیگر میلی به ادامه بقای خود بر روی زمین ندارد؟

ھرگز بشریّت تا این حد مواجه با آق والدین نبوده است. در گذشته فرزندان موجب احیاء و استمرار زناشوئی بودند و اما امروزه نقشی کاملاً معکوس ایفا می کند .

چرا؟ بچه ھای امروز پر ھزینه تر و متوقع تر و متکبر تر از بچه ھای دیروز ھستند ھمانطور که والدین امروزنیز عیاش تر و کافرترند .

بچه ھای امروز رنجور تر و دیوانه تر و جفا کارتر ند ھمانطور که والدینشان . و ھمواره بچه ھا یک نسل جلوترند در ھمه امور .

می توان ھمه این بد بختی ھا وعذاب ھا و جنون و جنایت ھا را به گردن زمانه و حکومت ھا و سرنوشت ونهایتاً خدا انداخت و گریخت و خود را تبرئه نمود و ھمچنان به این تباھی ادامه داد .

و نیز می توان بخود آمد و یکبار دگر عقل و فطرت را زنده ساخت و برای مدتی درب تلویزیون را بست و راه نجاتی درفراسوی زمانه یافت . در درون زمانه ھیچ نور امیدی نیست .

✓ برگرفته از کتاب دائرةالمعارف عرفانی _ جلد اول _ فصل دوم _ فلسفه تعلیم و تربیت
« اثر استاد علی اکبر خانجانی »

ثبت ديدگاه