عصر تنهائی و خماری

عصر تنهائی و خماری “الساعه” (خودشناسی آخرالزمانی) مقاله ۱۶ استاد علی اکبر خانجانی

عصر تنهائی و خماری «السّاعه» (خودشناسی آخرالزمانی) مقاله ۱۶

آخرالزمان در تعبیر قرآنی در یک کلام عصر جبری تفرید و تجرید نفس بشر است که در آن دوران جز خدا یار و یاوری نیست و آدمی نیز مطلقاً هیچ راه گریزی از خویشتن خویش هم ندارد .

این مترادف با معنای قیامت و السّاعه می باشد .

السّاعه به معنای حاکمیت اکنون در نفس بشر است .

این سلطه همان قلمرو تنهائی جبری است که امکان گذشت زمان را در نفس نمی دهد زیرا آدمی فقط در جریان عبور زمان در نفس و روان خویش است که می تواند از خود بگریزد و بر خاطرات و خیالات پناه برده و خود را در آن گم و گور نماید .

به بیان دیگر آخرالزمان به معنای السّاعه همانا واقعۀ از جریان افتادن روان بشر است و مصداق ساکن روان و روان ساکن به تعبیر مولوی می باشد :

کی شود این روان من ساکن این چنین ساکن روان که منم چرا که عارفان نخستین پیشقراولان قیامت نفس و کاشف السّاعه (حال) بوده اند که از رودخانۀ تاریخ به دریای ساکن وجود پیوسته اند و لذا روانشان ساکن شده است .

این همان محشر هستی و اقیانوس حضور حق و محضر حضرت باریتعالی می باشد .

در حضور اوست که هر حرکتی از جریان می افتد و هر کسی مجبور است که حاضر باشد و دیگر امکان غیبت و گریز و نسیان نیست .

پناه بردن به مخدرات هم فقط برای لحظاتی امکان گریز از السّاعه را میدهد و سپس حضور را دو صد چندان می سازد که عین خماری است در حضور مستی الستی .

بشریت در عرصۀ آماده باش بسر می برد : السّاعه !

تنهائی همان خماری است و جز در عشق به کسی که در حضورش حاضر است رفع نمی شود .

از کتاب دائرةالمعارف عرفانی جلد دوم فصل فلسفه قیامت و آخرالزمان

موضوعات مرتبط : سخنرانی استاد درباره آخرالزمان قسمت اولکتاب آخرالزمان خانواده

ثبت ديدگاه