فلسفه تکامل

۱۳۹۷-۹-۳ ۱۲:۰۹:۵۹ +۰۰:۰۰۱۵ مهر ۱۳۹۷|سخنرانی ها|بدون ديدگاه

فلسفه تکامل

فلسفه خود – آگاهي هگل

 

در فلسفه مدرن غرب، خود – آگاهی اساساً متعلق به فلسفه هگل است و یا لااقل هگل به این ایده، مشهور شده است چرا که کسانی چون فویرباخ و فیخته پیش و بیش از هگل به اهمیت این امر پرداخته اند ولی از آنجا که صاحب فلسفه ای مدرن و سیستماتیک نبودند مورد بی مهری و بی توجهی واقع شدند. به هرحال امر خود آگاهی در اندیشه های مدرن غرب در رأس همه ایدئولوژیها و مکاتب انقلابی و مدرن قرار دارد و این امری به حق است. هگل خود – آگاهی را تنها راه تکامل معنوی و تعالی روح و قلمرو انتخاب و اختیار می داند و این امر را جایگزین مذهب می سازد و گویی که کشفی جدید نموده است. در حالیکه این مسئله در عرفان شرق و مخصوصاً عرفان اسلامی اساس و محور همه امور است و همانست که معرفت نفس نامیده شده و به زعم امام علی (ع) به عنوان سلطان این مکتب، شاهراه رستگاری است و به قول پیامبر اسلام (ره)، تنها راه دین داری و نجات در آخرالزمان می باشد. ولی خود – آگاهی در فلسفه هگل امری کاملا ً ذهنی و مربوط به آگاهی منطقی و علت – معلولی است که غایت این امر همانا آگاهی بر آگاهی می باشد که در ا ندیشه هگل مترادف با الوهیت و حضور روح است. در عرفان اسلامی نیز خودشناسی قلمرو خداشناسی است ولی خودشناسی ذهنی فقط یک مرحله و نخستین وادی از جریان معرفت نفس است که تماماً عرصه دوگانگی و فریب و ابطال و ابلیسیت نفس است و مرحله تکامل یافته ترش مربوط به آگاهی قلبی می باشد که وادی کشف و شهود و اشراق و الهام و وحی الهی است. مهمترین علت گرایش اندیشه های هگل به الحاد و ماتریالیزم در میان پیروانش غفلت از آگاهی قلبی و توحیدی است که جز به یاری یک امام یا پیر ممکن نمی آید.

دائرةالمعارف عرفانی جلد ۳ ص ۲۰۳

استاد علی اکبر خانجانی

 

ثبت ديدگاه