فلسفه جنایت

۱۳۹۹-۶-۱۷ ۱۲:۳۴:۰۶ +۰۰:۰۰۱۷ شهریور ۱۳۹۹|خودشناسی کلامی, مقالات صوتی و تصویری|بدون ديدگاه
فلسفه جنایت(خودشناسی کلامی) مقاله ۱۰- استاد علی اکبر خانجانی

فلسفه جنایت (خودشناسی کلامی) مقاله ۱۰

« جنایت» به لحاظ لغت از ریشه «جن» است پس معنای لغوی آن جن زدگی تا سر حد فعالیت و به سر انجام رسیدگی می باشد لذا غایت جنون می باشد .

جنون یعنی رسوخ جن در نفس آدمی . پس هویت و اراده و هوش و روح فرد بایستی در خویشتن نباشد و در جای دیگری مقیم شده و مسخّر  گشته باشد در یک شی ( تلویزیون، کامپیوتر،اتومبیل…… )  و یا یک فرد دیگری (همسر یا معشوق).

و امّا نفس خود آن شی یا فرد کجاست؟ در توست و تو را به تسخیر آورده است و درجهت اهداف خود تحت فرمان گرفته و به هرکاری وا می دارد . پس جن تو به واسطه نفس آن فرد یا چیز دیگر بر تو رخنه می کند . زیرا اجنّه همواره از وجود انسان به عنوان یک وسیله استفاده می کنند .

هر جنایتی به خاطر تصاحب و تملک چیز یا کسی انجام می گیرد. زیرا فرد از خود – بیگانه در قحطی وجود است و می خواهد از طریق تصاحب یک چیز دیگری احساس وجود نماید .

چنین واقعه ای معمولاً تحت عنوان « عشق» تقدیس می شود و لذا هر جنایتکاری عشق را علت بدبخت شدن خود می داند . در اینجا عشق نام مستعار جنون است که جنایت را ممکن می سازد

کتاب دائرةالمعارف عرفانی جلد سوم – فلسفه هرمنوتیک- خودشناسی کلامی اثر استاد علی اکبر خانجانی

موضوعات مرتبط : کتاب سرّ واژه

ثبت ديدگاه