فلسفه موسیقی مدرن

فلسفه موسیقی مدرن (خودشناسی هنری) مقاله ۲-استاد علی اکبر خانجانی

فلسفۀ موسیقی مدرن (خودشناسی هنری) مقاله ۲

هرگز بشر در طول تاریخ تا این حد به طور روزمره محتاج موسیقی نبوده است که امروزه هست . به لحاظی بایستی عصر جدید را عصر حاکمیّت جهانی موسیقی دانست این نیاز به حدی ست که حتی در حال کار کردن و خوردن و خوابیدن هم بایستی صدای موسیقی حضور داشته باشد.

موسیقی یک واژۀ یونانی است و از مصدر«موس»می باشد که نام یکی از خدایان اساطیری یونان است که خدای موسیقی و مستی می باشد . معنای دیگر این واژه در فرهنگ غرب از «اشتغال » و نیز « قدمت » است . پس موسیقی در نفس بشری همانا اشتغال به قدمت و خاطره هاست و این  واقعیت را هر کسی در احساس موسیقیایی دریافت می کند : خاطره انگیزی !

گویی که در آخرالزمان به میزانیکه پایان زمان به  آغازش نزدیک می شود این خاطره انگیزی برخاسته از موسیقی به اوج می رسد و اینک یک بار دگر در پایان تاریخ به یاد آغاز میافتیم از این دیدگاه موسیقی یکی از عمیق ترین وسیله ذکراست . عصر حاکمیت جهانی موسیقی به مثابۀ تجلی زمینی صور اسرافیل از وجود بشر است ک موجب به خود آیی جهان و جهانیان و زنده شدن مردگان و آستانه محشر کبری و حضور پروردگار است  .

به هر حال این اشتغال و ذکر و  رجعت به ازلیّت در پایان تاریخ امری اجتناب ناپذیر و یک واردۀ ماورای طبیعی می باشد . آنان که گوش شنواتر دارند برای شنیدن صور اسرافیل حتی نیازی به ساز و صدا ندارند و کم شنواترها محتاج موسیقی هستند و نیز هم کم شنواترها جز به موسیقی الکترونیک قادر به شنیدن نمی باشند و مابقی فقط به یاری مخدرات و محرکات و روان گردانها می توانند بشوند . به هر حال نیاز به این شنیدن نیاز ذاتی و تاریخی و متافیزیکی است و از آن راه گریزی نیست . و این نکته که نخستین شنوندگان بزرگ تاریخ و نیز نوازندگان بزرگ در معابد به چنین  قدرتی رسیده که وحی یکی از نشانه های آن می باشد . و می دانیم که حضرت داوود به واسطۀ نواختن سازی ذکر می گفت و پرندگان و کوهها با او همنوایی می کردند بنابراین موسیقی دارای ذاتی دینی و  وحیانی است . به نظر ما « موس » در اساطیر یونان همان اسرافیل است که در صورش دمیده است و نیچه بزرگترین فیلسوف پیشگوی عصر جدید نیز این صدا را شنید و آینده را عصر « ظهور تراژدی از بطن موسیقی » نامید . به نظر ما تراژدی برخاسته از موسیقی مدرن به لحاظی وقوع این فاجعه است که بشر مدرن که گوشش در غوغای صنعت و امواج الکترو مغناطیسی و تشعشعات اتمی کر شده است مجبور است که با استفاده از مسکرات و مخدرات، تن و هوش و روان خود را از هم بدرد تا قدرت شنوایی یابد . بشر هرگز تا این حد محتاج شنیدن نبوده است زیرا در محضر پروردگار است و مجبور است صدای او را بشنود . این  صدا را برای نخستین بار انبیای الهی شنیدند و اینک در آخرالزمان همه باید بشنوند . ولی موسیقی مدرنی که به یاری اینهمه مواد روان گردان شنیده می شود و محصو ل تبهکاری نوازندگان مدرن است به جای صدای خدا صدای ابلیس را القا می کند و از این روست که امروزه شاهد ظهور فرقه های شیطان پرست از بطن  این گروههای موسیقیایی می باشیم .

فلسفۀ موسیقی فلسفۀ وحدت و حشر بشری نیز می باشد  هیچ چیزی همچون موسیقی موجب احساس مشترک نمی شود همانطور که صوراسرافیل موجب گرد همایی بشریت است و تمدن مدرن حاصل این راز موسیقیایی در بشر است .

کتاب دائرةالمعارف عرفانی جلد سوم _ فلسفه هنر و ادبیات_ خودشناسی هنری اثر استاد علی اکبر خانجانی

کتابهای مرتبط: کتاب افسانه پسامدرنیزمکتاب کند و کاوی در اصول جلد اول

ثبت ديدگاه