ماجرای وصیت نامه دکتر شریعتی

۱۳۹۹-۳-۱۲ ۱۶:۱۸:۲۰ +۰۰:۰۰۱۲ خرداد ۱۳۹۹|فلسفه شخصیتها, مقالات صوتی و تصویری|بدون ديدگاه
ماجرای وصیت نامه دکتر شریعتی (فلسفه شخصیتها) مقاله ۲ – استاد علی اکبر خانجانی

ماجرای وصت نامه دکتر شریعتی (فلسفه شخصیت ها) مقاله ۲

متأسفانه بسیاری ازالفاظ مقدس فرهنگ و هویت ما ، لوث و واژگون شده اند از جمله واژۀ « مرید » و« مخلص» .

و می دانیم که این هر دو از اسماء الهی است . بگذریم .

پیروان هر انسان حقّ پرست و عارفی ، همواره به دو دسته تقسیم می شوند : مقلّد و مرید ! گروه اوّل بخیلان و سلطه جویانند که می خواهند برای خود دکانی بر پا کنند و لذا به زودی با وجود مرجع خود به تضاد و عداوت می رسند . و این تبعیتی کافرانه است .

در صدر اسلام فرق بین علی و عمر نسبت به پیامبر از همین بابت بوده است .

علی یک مرید بود و عمر هم یک مقلّد .

و امّا مرید در مرحله نخست دوستدار مراد و مرجع خویش است و او را برای خودش دوست می دارد و این محّبت است که تبعیتی قلبی و صادقانه پدید می آورد .

ولی تقلید در همه عرصه ها باعث فساد است و فتنه ها می آفریند .

مثل تقلید ما از غرب که موجب عداوت ما با غرب شده است .

مقلدان دکتر شریعتی همان گروهکهایی بودند که به سودای سلطه بر مردم بر آمدند و جملگی رسوا و هلاک شدند و یا افرادی که به شیوه دیگر خواستند که خود شریعتی باشند و جای او را بگیرند که آنها هم به نوعی دگر رسوا شدند و نهایتاً حتّی اصول دین را هم انکار نموده و شریعتی را یک فریبکار و استعمارگر نامیدند و این غایت رسوایی آنها بود .

در وادی دین و معرفت پدیده ای هولناکتر از تقلید نیست.

کل فتنه های صدر اسلام و صدر انقلاب ما محصول تقلید از امام و شریعتی و دیگر مجاهدان و متفکران بزرگ بوده است .

تقلید از یک مرجع موجب انکار آن مرجع می شود و این همان است که علی (ع) می فرمود که : از من تقلید مکنید که کافر می شوید .

جاهلان می پندارند که با تقلید از الفاظ و آداب کسی می توانند به مقام وجودی آن فرد برسند و چون نمی رسند مرجع را فریبکار می نامند و با وی دشمن می شوند.

  تقلید ذاتاً برخاسته از کفر و انکار و بخل است .
از کتاب دائرةالمعارف عرفانی جلد سوم -فلسفه شخصیتها- اثر استاد علی اکبر خانجانی

کتابهای مرتبط : انسان کامل جلد اولانسان کامل جلد دومکتاب رجعت شریعتی

ثبت ديدگاه