مالیخولیائی بنام مریدی

۱۳۹۸-۹-۲۰ ۱۹:۱۹:۴۹ +۰۰:۰۰۲۰ آذر ۱۳۹۸|مراد و مرید|بدون ديدگاه

 کتاب خداشناسی ربوبی (رب شناسی) فصل چهارم: مالیخولیائی بنام مریدي  صفحه ۱۴ 

١ -خداوند خالق از عشق و کرامتش، آدمی را از عدم به وجود آورده و صورت و روح و علم و اراده اش را به اوبخشیده است و از آدمی فقط این توقع را دارد که حق و قدر ھستی اش را درک کند تا از آنچه که هست و دارد برخوردار شود و چون او بی نیاز و خدایگونه گردد. و آنگاه اگر دوست داشت با خالق خود دوستی کند. 

 ٢ -آنانکه خداوند خالق را بکلی منکرند و گاه بواسطه حقارتها و نیازهای خود او را آنهم با عربده و طلبکاری صدا میزنند باز هم آنها را اجابت می کند بی هیچ توقعی. و اما آنانکه تحت عنوان دین و ایمان و عبودیت دم از اطاعت و ارادت و پرستش او می زنند و خود را مرید اراده او تصور می کنند براستی در وقاحت و حماقت و ریا و خود فریبی تماشائی اند زیرا در حالیکه شبانه روز مخصوصا در نماز و دعا و خیرات و صدقات مشغول خود پرستی و خدا فروشی و تبدیل خدا به خرما ھستند چه منتی بر خدا و انبیای الهی و خلق خدا می نهند و از عالم و آدم و ملائک طلبکارند. از این منظراست که این کلام خدا را در کتابش و احادیث درک می کنیم که: در آن روز ملائک می گویند خدایا اینان که خود را خدا پرست می نامند که مشتی دیوانه اند و اجنه را می پرستند. و لذا ملائک دائما دعا می کنند که: پروردگارا بر مؤمنانت رحم کن! یعنی بر این جماعتی که خود را مؤمن می نامند رحم کن و این دروغ و جنون آنها را جدی مگیر و به حسابشان میاور! 

 ٣ -خداوند نیز می فرماید که: اکثر کسانی که خدا را می خوانند در حقیقت مشغول پرستش هوای نفس خود هستند و این شرک و معصیت بر خداست و ظلم عظیم است. اینان اگر راست بگویند رسولان و امامان ما را که تحت هدایت و ربوبیت مستقیم خود ما هستند اطاعت می کنند.  

۴ -خداوند خالق و رزاق و حافظ و مرید آمال بشر است و بشر خودش را عملاً خالق و حتی رزاق خود خدا می داند وبه خدا صدقه می دهد تا از گرسنگی نمیرد و یا به او حق سکوت و رشوه می پردازد تحت عنوان نماز و صدقات، تا خدارا از رو ببرد تا از تبهکاریهایش مواخذه نکند. و خدا هم شیطان را به سراغ این جماعت می فرستد تا دوره ببیند و کامل شود.  

۵ -و اما عده ای حتی بسیار زرنگترند چون می بینند که دیگر بیش از این نمی توان خود پرستی خود را بنام خدا واریزکنند و از او جایزه بگیرند و چه بسا مواجه با رسوائی و عذاب میشوند دست به دامان قبر بزرگان دین می شوند وصورت حسابهای طلب خود از خدا را به نزد امامان و امام زاده ها می برند. اول آنها را می کشند و سپس از آنها شفاعت و کرامت طلب می کنند آنهم با چه وقاحتی گوئی که ارث پدر طلب دارند. یک اسکناس صد تومانی بر سر قبرامام پرتاب می کنند و توقع پاس شدن یک چک صد میلیونی را دارند تا از خزانه داری امام واریز شود. براستی که روی شیطان را هم سفید کرده اند و شیطان از فرط غیرتش بر غرورشان می افزاید و رسوایشان می کند. 

 ۶ -و اما باز هم عده ای زرنگتر از این پیدا شده اند و دکان فوق ابلیسی جدیدی بنام عرفان را کشف نموده اند که براستی خود خداوند را هم به گریه و خنده انداخته اند. این جماعت خود را مرید می خوانند. یعنی کسانی که اراده و دلو جان و روح و اندیشه خود را تحویل یک عارفی بنام پیر داده اند و فنای در ذات خدا شده اند. فقط این جماعت ممکن است که ابلیس را به توبه بکشانند تا ابلیس مجبورنبا شد اینهمه رذالت و مکر و مالیخولیا را به گردن خود بگیرد وشرمنده خدا نباشد.  

٧ -بانیان و پیامبران این جماعت که به شیطان درس شیطنت های جدید می دھند در تاریخ کسانی چون سامری و یهودا و عمر عاص و مأمون ھستند. و البته عمر عاص کجا و سامری کجا. چرا که در حریم کمال رحمت و سخاوت و حیا وعشق مردان حق، کمال پلیدی و بی حیائی و شقاوت و مکر و مالیخولیا رخ می دھد.

  ٨ -براستی که امروزه بزرگترین روانکاوان و روانشناسان اعماق هم قادر به درک مالیخولیای مریدانی چون عمر عاصو ابن زیاد و ابن ملجم و طلحه و زبیر و شمر و عمر سعد نیستند. حال از آن شیوخ مشهور نام نمی بریم که خود رافدای پیامبر می دانستند و چه ها که نکردند. می گویند که عمر ابن خطاب همچون بادی گاردی عموما بر درب خانه رسول ایستاده و مراقب رفت و آمدها بود و هر کسی که وارد می شد و چاپلوسی نمی کرد و صادقانه با رسول درد دلی می نمود بناگاه عمر تا بناگوش سرخ شده و می گفت: ای رسول خدا اجازه بدھید تا گردن این گستاخ را بزنم. و رسولخدا هم با هزار خواهش و تمنا او را از این همه غیرت جاهلی منصرف می نمود. این آدم غیور دختر رسول خدا را درروز روشن به قتل رسانید و سالها بر جای رسول خدا، خلافت کرد و چون او سنگ به شکم می بست و حتی از خودرسول و علی هم در ریاضت سبقت می گرفت تا کسی به او شک نکند. فقط در چنین مواقعی می توان میزان صبر خدا ورسول و اولیایش را درک نمود. 


 ٩ -این مریدان منافق که در عطش مال یا جاه و نژاد پرستی سر از پا نمی شناختند خود را مریدان و جان نثاران و فدائی پیامبر و علی (ع) می دانستند و باورشان ھم شده بود. اینان هر چه داشتند از برکت و کرامت وجود پیامبر و علی بود و برای رسول و امام، جز خون دل ھیچ خدمت دیگری عرضه نمی کردند و خود را مرید و فانی و فدائی می دانستند. 

 ١٠ -این مالیخولیای حیرت آور که بندرت جز در جهان اسلام و خاصه شیعه، گزارش میشود تا به امروز و تحت عنوان ارادت عرفانی و مریدی و ولایت به بقای تاریخیش ادامه داده است. این مالیخولیا را در عصر خودمان بعنوان یک مرض اجتماعی در سالهای بعد از انقلاب و در رابطه با امام خمینی تا به امروز شاهدیم که چه جنون و جنایاتی ببارنیاورده است و محور همه شرارتهای جامعه در دهه های اخیر بوده است.  ادامه دارد …..در قسمت بعدی

ثبت ديدگاه