مالیخولیائی بنام مریدی(۴)

۱۳۹۸-۱۰-۲۱ ۲۳:۱۶:۴۷ +۰۰:۰۰۲۱ دی ۱۳۹۸|گزیده ای از آثار, مراد و مرید|بدون ديدگاه

۴۵ -محبت پیر قلوب چو سنگ مریدان را زنده می سازد که مرید باید این حیات دل را

بخدمت اطاعت از پیر بگیرد و به پیرش محبت و ارادت ورزد در حالیکه اکثرا این محبت

را بخدمت کافران نژاد خود می گیرند و این عین ایمان فروشی است و محبت را به خدمت

شقاوت در آوردن است. این محبت قرار نیست صرف ایل و عیال پرستی شود.

این عین پیر فروشی است آنهم فروش دوست به دشمن. فروش ایمان به کفر. و دل را منزل کافران و اشقیاء نمودن. 

 ۴۶ -بسیاری از مریدان این احیای دل و جان و اراده و عزت نفس خود از منبع محبت پیر

را صرف دنیا پرستی وبولهوسی می کنند و ریاست طلبی ها و جلوه گریهای بازاری و

بدینگونه بناگاه خود را میان تهی و پوچ شده می یابند واز پیر طلبکار می شوند و احوال

سابق خود را به سحر و جادوی پیر منسوب می کنند و کل این واقعه را یک توهم وفریب از جانب پیر قلمداد می کنند تا ایمان فروشی خود را توجیه کرده باشند. 

۴٧ -پیران طریقت که آخرین منابع محبت الهی بر روی زمین و جانشینان امام زمان در

عرصه غیبت می باشند. تنها کانونهای نجات و هدایت خلق هستند و آخرین امید تباه شدگان و

مستضعفین روی زمین. و لذا هر که با اینان عداوت کند با تمام حیات و هستی خود به نبرد برخاسته و خود را به خاک مذلت می نشاند. 

 ۴٨ -عداوت با پیر و نهایتاً از دست دادن این رابطه بی تردید امری ارادی برای یک مرید

نیست بلکه عذاب کبر و غرورو عدم اطاعت است که دامنگیرش می شود و علیرغم میلش،

مهد محبت و کرامت حق را از دست می دهد و به شقاوت خلق و ضلالت آخرالزمان مبتلا می شود. 

 ۴٩ -آنچه که انسان مؤمنی را به مقام پیر طریقت می رساند چیزی جز محبت الهی در

وجودش نیست و شفاعتها وکراماتش نیز حاصل این محبت است و بخودی خود ھیچ ارزشی

ندارد. و لذا در هر کسی دریائی از اعمال خارق العاده هم که متمرکز باشد و این نور الهی

نباشد پیر نیست. فرق یک شیاد و دجال با پیر همین امر است. و پیری هم که مرید را امر

به غیر حق و فضائل انسانی و شریعت محمدی نماید، پیر نیست. پیر کامل اسوه اخلاق

قرآنی است و البته نه اخلاق تاریخی که به قرآن نسبت داده می شود. و همه امرهای یک

پیر بر حق نعل به نعل مطابق عقل و معرفت و علم حقیقی است. مکتب عملی پیر سراسر

عرفان بمعنای معرفت عملی است و نه ورد و فوت و خرافه و تبرک و دعانویسی. در

حالیکه یک مرید منافق بسوی جنبه های خرافی می رود و حداکثر از پیرش یک دعا گوی

ورد گو و متبرک می سازد تا جائی که ادرارش را در شیشه می ریزد تا شفای امراض تن و جانش سازد.

 ۵٠ -و شاهدیم که امروز اکثر سلسله های درویشی در کشورمان و بلکه کل جهان بسوی

چنین خرافه ای رفته و مهد تولید انواع جنونها و نفاق ها شده اند و لذا انواع مفاسد اخلاقی

از جمله اعتیاد و فحشاء از جمله دستاورد این فرقه هاست که در جهان مسیحی و هندو هم

اوضاع بر همین طریق است که گاه نامهای علمی هم بر خود می نهند. انرژی درمانی، درمان کوانتومی و غیره. 

از کتاب خداشناسی ربوبی (رب شناسی ) فصل چهارم اثر استاد علی اکبر خانجانی

ثبت ديدگاه