(نماز) از کتاب عرفان تاریخ

۱۳۹۹-۵-۴ ۱۵:۲۹:۴۱ +۰۰:۰۰۴ مرداد ۱۳۹۹|صلوة-نماز, عرفان تاریخ|بدون ديدگاه
استاد علی اکبر خانجانی
استاد علی اکبر خانجانی


٢٧٠ -آنچه که در نماز بین بنده و خالق حجاب و حائل می شود ھمان شی شده گی ھای نفس است که بصورت اشیاء و آدمها به میان می آیند و حواس فرد را پرت می کنند .این ھمان بت ھا ھستند که از حافظه و خاطره نماز گزار به میدان رابطه می آیند و مانع رابطه می شوند و فرد را به عقب باز می گردانند در زمان . زیرا در حال جز خدا نیست .

٢٧١ -در حقیقت این حافظه انسان است که حائل بین بنده وخداست وحافظه ھمان زمانیت و تاریخیگری نفس است . حافظه ای که در کنترل و احاطه آدمی نیست و بلکه اراده و شعور و اختیار انسان در اسارت و احاطه آن است . زیرا اگر در اراده و احاطه انسان می بود می توانست در نمازش حضور قلبی داشته باشد و خدایش را دیدار نماید . زیرا طبق قرآن کریم خداوند بر صراط المستقیم در انتظار دیدار با انسان است و صراط المستقیم که کوتاھترین راه و زمان است ھمان «حال» است که حاصل عرفان نفس می باشد «براستی که صراط المستقیم ھمان معرفت نفس است» علی (ع)

٢٧٢ -علم حضور یا لدنی در نزد اولیاء و عرفای واصل بمعنای مقام حال و احاطه آنها بر حافظه خود و منزه بودنشان از زمانیت و تاریخیگری است که دمادم در حضور خداوند ھستند و از نزد او علم و معرفت آنی می یابند و این علم حضوری یا شهودی است که در نقطه مقابل علوم اکتسابی و تاریخی و حفظی قرار دارد .

٢٧٣ -آدمی در ھیچ تجربه ای چون نماز شاھد بر شی شده گی و بت ھای نفس خود نیست و ابتلایش به تاریخ و زمان گذشته . که برخی به ھمین دلیل مأیوس شده و ترک نماز می کنند که این درست نیست بلکه بایستی بواسطه معرفت نفس وتزکیه مستمر با این حجاب مبارزه کرد و این یک جهاد کبیر است ھمانطور که قرآن می فرماید : ای مؤمنان یاری جوئید به صبر در نماز که امری کبیر است و حاصل نمی آید الا بر خاشعین !

٢٧۴ -پس نماز میدان جهادی کبیر بر علیه زمانیت و تاریخیگری نفس است و شی شده گی روان . و بیرون راندن این بتها و ظلمت و ثقل زمان از جان . ولی خشوع چیست که جز بواسطه آن نمی توان در این جهاد پیروز شد . زیرا اگر این پیروزی تدریجی حاصل نشود خود نماز ھم در نفس آدمی تبدیل به یک شی و بت بمراتب مهلکتر و ظلمانی تر می شود و ازانسان یک دیو مقدس می سازد .

۲٧۵ -نماز بایستی عرصه خانه تکانی نفس باشد از غیر خدا تا غبار تاریخ و کهنه گی برود و دل نو شود و زنده گردد . وخشوع به معنای فروتنی وترس و لرز قلبی و خاکسار شدن است . و این ھمان خانه تکانی دل است . و بی تردید چنین واقعه قلبی جز به قدرت معرفت و خودآگاھی عرفانی ممکن نیست وگرنه ھمان نماز ریائی می شود .

٢٧۶ -صلوة یعنی ورود در لغت . ورود بر دل که خانه خداست . پس نماز حضور در محضر حق است در خانه دل . و لذانمازی که تن و جان را به لرزه (خشوع) و رعشه نیندازد ھنوز موفقیتی حاصل نشده است و باید تلاش کرد و تمنا و طلبکرد و بواسطه معرفت این طلب را عمق بخشید . زیرا کل این واقعه یک رویداد معرفتی و روحانی است .

٢٧٧ -آنچه که عادات و زمان را در نفس می شکند یاد خداست و لذا می فرماید که : نماز را برای یاد من بر پا دارید ! ویاد او مسلماً در ذھن نمی آید بلکه در دل است و یادی قلبی است و آدمی تا روی به دل می کند ظلمت زمان و گذشته واشیای مزمن حائل می شوند زیرا دل را محاصره و مصادره کرده اند و انسان باید از میان این ظلمت بگذرد ، ظلمت زمان ودھر .

برگرفته از کتاب عرفان تاریخ اثر استاد علی اکبر خانجانی

کتابها و مقالات مربوط: کتاب اسرار صلوةمقاله فلسفه صلوة(راز نماز)

ثبت ديدگاه