چرا دروغ میگوئیم

۱۳۹۸-۱۲-۲۵ ۱۹:۵۰:۳۰ +۰۰:۰۰۲۵ اسفند ۱۳۹۸|خودشناسی اخلاقی, مقالات صوتی و تصویری|بدون ديدگاه
چرا دروغ میگوئیم؟ مقاله ۹ (خودشناسی اخلاقی) استاد علی اکبر خانجانی

چرا دروغ می گوییم ؟ ⁦(خودشناسی اخلاقی) مقاله شماره ۹

شاید بارھا در طول زندگیمان خواسته ایم که راست بگوئیم اما نتوانسته ایم . چرا ؟

انسان ھمیشه راستگویی و دروغگویی را از خود آغاز می کند .

ھر فردی به میزانی که به خود راست میگوید ، شهامت راستگویی را به دیگران نیز خواھد داشت ھمانطور که به

میزانی که به خود دروغ می گوید به دیگران نیز دروغ خواھد گفت و دیگر اینکه انسان اگر به دیگران راست نمی

گوید برای این است که‌آنان نیز به او راست نگویند .

اما آیا تا به حال از خود پرسیده اید که چرا از صداقت و راستگویی بدتان می آید و از دروغ گویی خوشتان می آید؟

آنچه که انسان را از راستگویی به خود منزجر کرده زشتی ھایی است که در نفس خود دارد زشتی ھایی که تلاش

می کند ھم آن را از چشم خود پنهان دارد و ھم از چشم دیگران .

آخر اگر او بخواھد به خود راست بگوید باید چه بگوید ؟ اینکه چه انسان بزدلی است و یا اینکه چقدر احمق و

جاھل است و یا اینکه تا چه حد نفسش عیاش وھوسباز است و یا اینکه تا چه حد مال پرست است و یا اینکه ھیچگاه

کسی را دوست نداشته و ھر کاری که می کند تماماً برای رسیدن به مقاصد خود می باشد و اینکه تا چه حد انسان

متکبر و خود خواھی است و …. اما اگر این حقایق زشت نفس او آشکار شود دیگر ھیچکس او را دوست نخواھد

داشت . پس تمام این دروغگوئی ھا برای این است که دیگران او را دوست بدارند و به او احترام بگذارند .

اما آیا تمامی این دروغ ھا باعث شده است که یک نفر را بیابیم که ما را واقعاً دوست داشته باشد .

بدون شک چاپلوسی و تملق دیگران ھیچ بمعنای تأیید ما نمی باشد .

تمام عمرمان دروغ گفتیم تا به پول و قدرت و شهرت دست یابیم که بواسطه آن دیگران را به تحسین خود وا داریم

اماھمه ما می دانیم که ھمۀ کسانی که ما را چاپلوسی می کنند در دلشان چه کینه ای از ما دارند و تمام این چاپلوسی

ھا و تحسین ھای دروغین نیز تنها برای این است که از ما برای رسیدن به مقاصد خود استفاده کنند و ھنگامی که

این حقیقت تلخ را در می یابیم ، از ھمه کینه می کنیم و خود را انسانی مظلوم می یابیم که ھیچکس قدر وجودی

ما را درنیافته است .

آیا زمان آن فرا نرسیده که دست از دروغ برداریم و یک بار ھم که شده راستی را تجربه کنیم .

آغاز راستگویی و صداقت ، راست گفتن به خود است . به میزانی که ما زشتی ھای نفس خود را ببینیم و آن را

باور کنیم انگیزه ای خواھیم یافت که برای خوب بودن ، پاک بودن ، زیبا بودن و… تلاش کنیم .

و در این صورت است که شهامت راست گفتن به دیگران را خواھیم داشت و از راست گفتن آنان نیز نمی ھراسیم .

عمری نمایش انسانیّت دادیم حال بیایید برای یک بار ھم که شده برای انسان بودن تلاش کنیم .

اما این تلاش خود منوط بر پذیرش این حقیقت تلخ است که ما تا اکنون انسان نبوده ایم بلکه حیوانی حریص و

ھوسباز و طماع بوده ایم .

بیایید این حقیقت تلخ را باور کنیم که اگر کسی ما را دوست ندارد به این دلیل است که ما دوست داشتنی نیستیم .

آخر چگونه یک انسان متکبر و خود خواه می تواند دوست داشتنی باشد .

بدون شک صداقت باعث می شود که تمامی دنیای دروغینی را که برای خود ساخته ایم از دست بدھیم .

دنیایی که ممکن است شامل روابطمان ، شغلمان ، ثروتمان و… باشد اما اگر بدانیم که به ازای تمامی این از دست

رفته ھا ، خدا را در خود خواھیم یافت خدایی که حضورش به ما آرامش ، عزت نفس ، قدرت و‌ شهامت می بخشد

دیگر از راستگویی و صداقت پشیمان نخواھیم شد .

آنچه که ما بواسطه دروغ در صدد یافتنش ھستیم با صداقت بدست می آید .

آیا ارزش ندارد که برای یک بار ھم که شده راستی را در زندگیمان تجربه کنیم .‌‌..

✓ برگرفته از کتاب دائرةالمعارف عرفانی _ جلد اول _ فصل دوم _ فلسفه تعلیم و تربیت
« اثر استاد علی اکبر خانجانی »

مقالاتی دیگر از خودشناسی اخلاقی : مزد سخن چین فلسفه دروغ مصلحتی

ثبت ديدگاه