چرا هیچکس عبرت نمی گیرد؟

۱۳۹۹-۲-۹ ۱۷:۴۵:۲۶ +۰۰:۰۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۹|خودشناسی دینی, مقالات صوتی و تصویری|بدون ديدگاه
چرا هیچکس عبرت نمی گیرد؟ (خودشناسی دینی) مقاله ۴ استاد علی اکبر خانجانی


چرا هیچکس عبرت نمی گیرد؟ (خودشناسی دینی) مقاله ۴


«عبرت» از مصدر «عبر» یعنی عبور کردن است: گذشتن از خطر!

به لحاظی تاریخ بشریّت ، تاریخ مکرّر یک حماقت مستمر و فزاینده است تا سر حدّ جنون و خود براندازی .

بدین لحاظ تاریخ، یک دور باطل است .

میلیاردها انسان، نسل بعد از نسل می آیند و می روند و جز حماقت های یکدیگر را تکرار و توسعه نمی بخشند و بلکه آن را تقدیس هم می کنند و بدینگونه شهید وار به دست خود هلاک می شوند تا شاید در هر دورانی یکی بیدار شود وعبرت گیرد و از این حماقت کهن در گذرد .

از این دیدگاه ،فلسفۀ بغایت تلخ و سیاهی از تاریخ بشر حاصل می شود که می تواند تا سر حدّ یأس مطلق که همان کفر است به پیش رود و پوچ گرائی مهلکی پدید آورد حتی اگر دارای انگیزۀ مؤمنانه باشد همانطور که دربارۀ فردریک نیچه رخ نمود .

عبرت در فرهنگ قرآنی « ذکر » نامیده می شود که اساس و محور دین و اهل دین است . آنکه عبرت نمی گیرد یعنی اهل ذکر ( بیاد آوری ) نیست و لذا خطای دیگران را به شیوه و شرایط و توجیه خاص خودش تکرار می کند چنین کسی در واقع اهل ایمان نیست زیرا مؤمن در فرهنگ قرآنی مستمراً اهل بیاد آوردن مردم و گذشتگان و نیز گذشتۀ جاهلانۀ خویشتن است .

و اما راز عبرت ناپذیری بشر چیست ؟ یعنی بشر بواسطۀ چه نوع منطقی دچار غرور و غفلت گشته و ادامه دهندۀ جهل خویشتن و حماقت دیگران می شود ؟

مستثنی کردن خویشتن از سایرین : این است آن راز نهان عبرت ناپذیری و کفر و حماقت فزایندۀ بشر !

من زیرکترم ، من مؤمن ترم ، من خوش شانس ترم ، خدا من را بیشتر دوست دارد و … این همان منطقی است که مرگ را مختص دیگران می پندارد و به زبان ساده این همان منطق کفر است که همۀ ما به آن مبتلا هستیم .

مگر می شود که من با این هوش و عظمت چنان حماقت بزرگ و واضحی را مرتکب شوم ؟ نه اصلاً امکان ندارد که من هم به سرنوشت دیگران مبتلا شوم . هرگز ! مگر می شود که من آنقدر دیوانه شوم ؟ نه هرگز !

چنین حدیث نفس شیطانی دال بر حضور حماقت است . به قول علی (ع) « احمق کسی است که خود را از حماقت مبرّا میداند » اصلاً خود چنین طرز فکری ذات حماقت است استثنا کردن خود از دیگران یک تفکر شیطانی است زیرا خدا را دربارۀ دیگران ظالم خوانده است و همین معصیت بر خدا موجب حماقت بعنوان عذاب الهی می شود .

« مگر می شود که آنقدر احمق و دیوانه شوم » این نجوا به لحاظی درست است زیرا آدمی در حال ارتکاب به یک حماقت بزرگ دچار یک جنون و از خود بیگانگی عظیم است و اصلاً وجود ندارد پس آنکسی که دچار حماقت می شود وجودی ندارد بلکه وجودش در تصرّف اجنه و شیاطین است .

از کتاب دائرةالمعارف عرفانی جلد دوم فصل فلسفه دین اثر استاد علی اکبر خانجانی

دیگر آثار مربوط : کتاب فلسفه جهانی دین کتاب معرفت شناسی قرآنی _ کتاب فطرت خدا و فطرت بشر

ثبت ديدگاه