جوانان عصر آخرالزمان

جوانان عصر آخرالزمان . مقاله ۵ (خودشناسی اخلاقی) استاد علی اکبر خانجانی

« جوانان عصرآخرالزمان » (خودشناسی اخلاقی) مقاله شماره ۵

طبق روایات اسلامی آخرالزمان که دوران دین محمد(ص) است و تا قیامت ادامه دارد ،

قلمرو جبری اخلاص در دین و کمال نفس بشر است .

و بقول معروف عصر رومی روم یا زنگی زنگ است . یعنی دورانی است که شرک و

نفاق ناممکن می شود و انسان بین دین خالص و کفر مطلق و آشکار ، مخیراست .

و این مرگ ھر چه التقاط و شرک و بینابینی گری و نسبیت در ارزش هاست. آخرالزمان

عرصه ظهور تدریجی مطلق ھا و مجردات است ، عصر تجربه و توحید است .

و به لحاظی ھمه معضلات و معماھا و بن بست ھای انسان مدرن مختص عصر آخرالزمان

است که نفوس بشری تا اعماق ذاتش آشکار و برون افکنی می شود و این برون افکنی و

تجلی ذات کفر و ایمان در بشر است .

و اما جوانان در این عرصه چه می کنند و چه سرنوشتی دارند؟

از آنجا که جوان و سن جوانی قلمرو اشد انرژی و خلاقیت و برون افکنی و عشق و آرمان

است لذا به مثابه ھسته مرکزی و محور ظهور پدیده ھای آخرالزمانی می باشد .

جوان مظهر اشد جان است و جان آدمی ھم به قول قرآن از جن است و لذا جنی ترین و

جانفزا ترین جنبش ھا را به ظهور می رساند خاصه در عصرآخرالزمان .

در عصر آخرالزمان جنون جان جوان به غایت جنبش و ظهور می رسد و در غایت این

برون افکنی جان است که دو تجلی رخ می نماید : خدا و ابلیس ! آنکه خدا را دیدار می کند

به کمال وصال است و اما آنکه ابلیسیت نفس را می یابد از آنجا که ھنوز جوان است امکان

توبه و تغییر انتخاب دارد و می تواند با یک توبه نصوح ره ھزار ساله را به لحظه ای طی

کند و خدائی گردد .

چنین امکان خارق العاده ای از آن جوان آخرالزمان است پس جوان آخرالزمان به یک

میزان امکان نابودی و رستگاری دارد . جوانان آخرالزمان جوانان عرصه فروپاشی خانواده

ھا ھستند و لذا تنهاترین جوانان تاریخ می باشند .

و این تنهائی ھمان قلمرو تجرید وتفرید نفس است که در قرآن کریم درباب قیامت آمده است

. این تنھائی ھر چند به غایت دردناک است ولی این درد می تواند امکان زایش دوباره را

فراھم آورد و خلقت انسانی را باعث شود .

چرا که تنهائی به ھرحال غایت و کمال انسان است و انسان در این قلمرو یا خدا را می یابد

و یا با ابلیس نفس ھمنشین می گردد که دو نوع کمال است : کمال مومنانه و بهشتی و کمال

کافرانه و دوزخی !


انسان تا به غایت دوزخ نرسد امکان خروج از آن را ندارد . حتی انبیا و اولیای خدا نیز از

این ره گریزی ندارند .

این ره یا به نور ایمان و معرفت و محبت الهی طی طریق می شود و یا به کفر و جهل و

شقاوت . جوانان آخرالزمان در قلمرو حاکمیت جهانی دجالان رشد می کنند .

دجالانی که تحت عناوینی ھمچون تکنولوژی، ھنر، آزادی، عشق و…. عقل و دل و دین را

غارت می کنند . این دجالان ھمچون ضحاک مار بدوش از مغز سر جوانان تغذیه می کنند .


جوانان عصر آخرالزمان پیرترین جوانان تاریخند . یکی بدان دلیل که در پایان تاریخ به دنیا

آمده اند و عمرشان به اندازه کل تاریخ است.

و دوم اینکه از کودکی تنها می شوند و تنھائی ازمختصات پیری است . جوانان عصر

آخرالزمان کمترین مھلت را برای انتخاب دارند و اندک مکثی آنان را با جریانات دجالی

دوران می برد و ھلاک می سازد .

جوانان آخرالزمان در برزخند زیرا در عصر انهدام سنت ھا و حاکمیت ضد ارزش زیست

می کنند و با ھمه پیری تاریخی خود بی ریشه و سرگردان و پوچند .

جوانان آخرالزمان در قحطی عاطفه و محبت ھستند زیرا والدینشان ھرگز مجال و حال

رابطه ای قلبی با فرزندان خود را ندارند .

و لذا به دام عشق ھا و جلوه ھای ویژه سینمائی و کامپیوتری می افتند و قربانی می شوند .

این قحطی می تواند آنان رامبدل به بزرگترین مولدان عشق نماید ھمانطور که اکثر انبیای

الهی یتیم بوده و خود بن مقام پدریت و مادریت بشر رسیدند .

و جوانان این دوران بالقوه دارای چنین قدرت معنوی می باشند .

جوانان آخرالزمان مرفه ترین و کام یافته ترین جوانان تاریخند .

این وضع ویژه ھم می تواند ھلاکتگاه این نسل باشد و ھرگز مجال جدیت و معنویت و تعمق

راپدید نیاورد و ھم می تواند بسرعت پایان ارزش ھای مادی را آشکار سازد و آنان

رابراستی در وضع واقعی خودشان یعنی پایان تاریخ قرار دھد و از مادیت تاریخ فراسو برد و مقیم آخرت سازد .

آنچه را که جوانان قدیم در طی چهل سال می یافتند جوانان آخرالزمان تا بیست سالگی می

یابند و زان پس امکان انتخابی برتر و معنوی تر دارند اگر پیشاپیش ھلاک نشوند .


آدمی به امید رسیدن به آرزوھایش زنده است و تلاش می کند .

جوانان آخرالزمان بسیار سریعتر به آرزوھای خود می رسند و لذا خیلی زود به پوچی و

انفعال می رسند و این ھمان خطر انحطاط آنھاست اگر در غایت مادیت جهان راھی بسوی معنا نیابند .

آخرالزمان در نفس بشر به معنای وضعیت صفر است و نوعی به انتھا رسیدگی روانی و آرمانی .

و لذاجوانان به عنوان کانون جنبش ھر اجتماعی در این وضعیت صفر دچار جنون انفجارند

و اگر مسلح به معنائی فوق مادی نباشند دچار خود – براندازی شده و جامعه ای را بسوی

تخریب و نابودی می کشانند .

جوانان آخرالزمان بدبخت ترین خوشبخت های تاریخند .


✓ برگرفته از کتاب دائرةالمعارف عرفانی _ جلد اول _ فصل دوم _ فلسفه تعلیم و تربیت
« اثر استاد علی اکبر خانجانی »

ثبت ديدگاه