چند حکمت درباره مرگ

چند حکمت درباره مرگ (خودشناسی جاوید) مقاله ۱۲ – استاد علی اکبر خانجانی

چند حکمت درباره مرگ (خودشناسی جاوید) مقاله ۱۲

o       یکی گفت : راستی فلانی هم مرد . دومّی گفت : عجب ! او که دو تا دکترا داشت!

o   روزی رعیّتی برای عرض تسلیت به محفل تعزیه بزرگی رفته بود . پس از فاتحه خوانی روی به صاحب عزا کرد و گفت : ببخشید که مرد !

o   وقتی پولدارها می میرند مردم به حالشان بسیار گریه می کنند . ولی وقتی فقرا می میرند هیچ کس به حالشان گریه نمی کند . می دانید چرا ؟

o   آنان که می خواهند بمیرند هرگز نمی میرند زیرا وقتی مردند تازه زنده می شوند . ولی آنان که اصلاً نمی خواهند بمیرند هر روز می میرند .

o   روزی کافری که حیات پس از مرگ را باور نداشت عزیزش را از دست داد . پس از این واقعه می گفت : من تازه باور کرده ام که حیات پس از مرگ راست است زیرا حالا که عزیزم را از دست داده ام هر لحظه به یادش هستم در حالیکه در هنگام حیاتش هرگز یادش نمی کردم .

o   شاهان قدیم تمام ثروت خود را تبدیل به طلا می کردند و با خود وارد مقبره های بزرگ می نمودند . ولی ثروتمندان مدرن نیازی به مقبره های بزرگ مثل فراعنه ندارند چون به حساب بانکی خود واریز می کنند .

o   اگر بینا باشیم بسیاری از اموات شهر و محیط خود را در سیمای صخره ها ، درختان ، حیوانات و حتی اشیاء می بینیم .

o       برخی قبرهای گران قیمت در کنار مقبره بزرگان دینی می خرند تا مبادا به جهنّم بروند.

از کتاب دائرةالمعارف عرفانی جلد سوم -حکمت جاوید (جملات قصار)- اثر استاد علی اکبر خانجانی

کتابهای مرتبط : کتاب حکمت حکومت کتاب حق الیقینکتاب انوار حکمت نبوی کتاب هزار لب لباب

ثبت ديدگاه