حقوق مغانه 2

تمثال حضرت علی

حقوق مغانه از کتاب چنین گوید پیر مغان

51 -فقط خداست که دیگران را برای خودشان دوست دارد و اولیای او .

52 -آنگاه که خداوند کسی را برای خودش دوست بدارد ( نه بنده اش ) او را از کل علائق دنیوی ساقط می کند .

53 -بزرگترین نشانی خدا دوستي ، مردم دوستی و بلکه مخلوق دوستی است مثل دوست داشتن جمادات و جانوران و نباتات و بیشتر از ھمه انسانها .

54-ھیچ چیزی بیشتر از دوستی ، دشمن ندارد . و ھیچ چیزی بیشتر از دشمنی دوست ندارد .

55-ھیچ باطلی جز باطل دیدن نیست .

-56 آنکه جز حق نمی بیند به بطالتی دچار نمی شود .

57 -آنکه می خواھد در چشم دیگران خوب باشد خوب می شود ولی منفور !

-58 نسبیت حاصل مطلق نگری است .

59-نسبی گری مکتب اصالت بازی است .

60 -ھرگز حقی ، باطل نشد الا اینکه به زور تحمیل شد .

-61 حقی برتر از آزادی انتخاب حق نیست . برترین حق ، آزادی است .

62-فریاد آخرین نجات از نابود شدن است .

63 -سکوت، عدم است و عدم محال است .

64-فریاد از سکوت است ، تباھی از زیبایی است ، مرگ از زندگی است زیرا وجود از عدم است .

65 -ھرچیزی دو معنا دارد : وجودی و عدمی !

66-ھرمعنایی دو برداشت دارد : وجودی و عدمی !

67 -اگر لا اقل یک نفر در جهان نمی بود که ھمه را دوست نمی داشت ھمه خود کشی می کردند .

68 -ھیچ چیزی نیست الا اینکه محبوب است .

69 -آنچه را که نمی بینی بدلیل چیزھایی است که می بینی .

70 -آنچه که نیستی بدلیل چیزی ھست که ھستی .

71-مباش تا باشی !

72 -ھمه کارھای بزرگ در تنهایی انجام می شود و در شلوغی رخ می دھد .

73 -آدمی بر روی زمین ھرگز مجال زندگی کردن نمی یابد زیرا مسافر است .

74 -برای آفریدن بایستی نبود . ھمچنین برای آفریده شدن !

75 -اگر « یک »نباشد دو و سه و چهار و …. ھم نخواھد بود. اگر می خواھی خیلی باشی و بی نهایت باشی یک باش .

76 -ھیچ کار جدیدی آغاز نشد الا اینکه یک کار قدیمی ترک شد : توبه !

77 -ھرچیزی راز بقا و جاودانگی خاص دارد و راز خاص بقا و جاودانگی ھم ایثار است .

78 -ھر چیزی نور ویژه ای دارد و نور محبت ، محمد ص است .

-79 ھر حقیقتی تجسمی دارد و تجسم حقیقت ھم علی ع است .

80- آنچه که دل را لطیف و زنده می کند درد و بیماری تن است . و آنچه روح را لطیف و زنده می سازد درد دل است .

81 -شکست نمی خورد در دوستی خدا الا ولی خدا !

82 -خود را در دین خدا سرافراز نمی داند الا کافر !

83 -فرق بین دوست و دشمن فرق بین معشوق و عاشق است .

84 -کمال محبت خدا به بنده آنگاه است که بنده در حیرت است که آیا مورد محبت خداست یا غضب او.

85 -خداوند دوست ندارد که مؤمنانش در دنیا جا خوش کنند و خوش بگذرانند زیرا بهشت را برای ایشان مھیا نموده است .

86-اگر ایثار نبود چیزی نبود .

87 -وجود ، ایثار است و جز به ایثار بدست نمی آید .

88 -خیانت نمی کند کسی تا مطمئن نباشد که بخشوده می شود .

89 -کافر نمی شود کسی تا به رحمت خدا مطمئن نباشد .

90 -باطن مؤمن بهتر از ظاھر اوست و ظاھر کافر بهتر از باطن اوست .

91-کافر و مؤمن ظاھر و باطن یکدیگرند .

92 -ھیچ کسی به غضب الهی ایمان نمی آورد بلکه به رحمت او ایمان می آورد .

93 -عشق ، دوست داشتن معشوق نیست بلکه دوست داشتن عشق است .

94 -علم حقیقی محصول تقوا است و عرفان حقیقی محصول ایثار است . و تصوف حقیقی محصول گذشتن از دل است .

95 -ھر چیزی تا از دست نرود به دل نمی آید و تا از دل نرود به روح نمی رسد و تا از روح نرود به خدا ملحق نمی گردد .

96 -گذشتن از خلق و رسیدن به خود که نیمی از سیر و سلوک عرفانی است جز بواسطه خدمت بی مزد و منت به خلق

ممکن نیست .

97 -سیر در خود تا رسیدن به خدا که نیمه دوم سلوک عرفانی است جز بواسطه خدمت مخلصانه به پیر یا به خداوند

ممکن نیست .

98-سیر تکامل انسان سراسر سیر خدمت بی مزد و منت و ایثار است .

99 -انسان کامل انسان فنا شده از خویش است ھمچون خدا .

١٠٠ -خدا ، عشق است .

از کتاب چنین گوید پیر مغان اثر استاد علی اکبر خانجانی

قسمت اول حقوق مغانه

ثبت ديدگاه