حق دیکتاتوری

حق دیکتاتوری(خودشناسی کلامی) مقاله ۱۶- استاد علی اکبر خانجانی

حق دیکتاتوری(خودشناسی کلامی) فلسفه هرمنوتیک مقاله ۱۶کتاب دائرةالمعارف عرفانی جلد سوم

هر حکومتی تجلی نفس آن ملت است که بر آن ملت حکم می راند و فرقی نمی کند که انتخابی باشد یا انتصابی . قومی که با جبرها زندگی می کند  معتقد به جبر است  و جبارانه می اندیشد و احساس می کند و رفتار می نماید مستلزم حکومتی جبار است تا بتواند ادامه حیات دهد وفرو نپاشد  . همانطور که مثلاً در یک خانواده ای که افرادش  جبار و وحشی هستند  و به وظیفه تن در نمی دهند خود به خود نیازمند پدری جبار می شوند تا باقی بمانند و حتی از یک پدر مهربان و آزادیخواه هم در عمل فردی زورگو می سازند و در غیر اینصورت آن خانواده از هم می پاشد . همانطور که یک فرد لاابالی و قلدر و وظیفه نشناس برای ادامه حیاتش خود به خود بسوی مخدرات می رود تا نفس خود را زنجیر کند و برای خودش قابل تحمل باشد . حال اگر جامعه ای بر حسب اتفاق و یا به جبر زمانه دارای حکومتی پارلمانی و دموکراتیک شد بی آنکه حق آزادی و انتخاب را دریافته باشد فقط افراد جبار را به ریاست خود بر می گزیند واین امری ذاتی است . حال اگر فرد یا گروهی بخواهد علیرغم نفوس افراد و جامعه به زور  یک حکومت جبار را براندازد و حکومتی آزاد فراهم آورد در واقع در حق آن جامعه ستم کرده است  و مردم آن جامعه او را طرد و لعن و مجازات می کنند . دیکتاتوری و آزادی دو نوع حق هستند که بر جامعه ای فرود می آیند که این دو حق برخاسته از نفس کلی آن جامعه است .  و اینست که قرآن می فرماید : سرنوشت قومی تغییر نمی کند مگر اینکه نفوس آن قوم تغییر کند .» و علی(ع) می فرماید « هر قومی لایق حکومت خویش است» بنابراین برای تغییر یک نظام سلطه گر بایستی نفوس تغییر کند و نفوس هم جز به واسطه معرفت بر نفس تغییر نمی کند . پس آزادی محصول عرفان است .

کتاب دائرةالمعارف عرفانی جلد سوم – فلسفه هرمنوتیک- خودشناسی کلامی اثر استاد علی اکبر خانجانی

موضوعات مرتبط : کتاب سرّ واژه

ثبت ديدگاه