فلسفه حجاب زن

۱۳۹۹-۱-۲۹ ۰۹:۴۸:۲۹ +۰۰:۰۰۲۹ فروردین ۱۳۹۹|خودشناسی شرعی, مقالات صوتی و تصویری|بدون ديدگاه
فلسفه حجاب زن (خودشناسی شرعی) مقاله ۱ استاد علی اکبر خانجانی

فلسفۀ حجاب زن (خودشناسی شرعی) مقاله ۱

همۀ اسرار دین و احکام شریعت ها ریشه در راز خلقت آدم و حوا دارد از جمله مسئلۀ حجاب.

می دانیم که طبق کتب مقدّس، حوا از بطن چپ آدم بیرون آمده است یعنی از دل مرد.

و لذا همواره محبوب مرد است و از او دل می برد.

ولی در عین حال به مثابۀ دل عریان شدۀ مرد نیز می باشد پس باید دارای حفاظ و مصونیّتِ ویژه باشد مخصوصاً زنِ شوهر دار که مظهر دل مردش می باشد.

و این همان حقّ حجاب زن است. زنی که دارای حجب و حیای پوشش و نگاه و رفتار و گفتار نباشد بر دل هر مردی وارد می شود و به بسیاری از مردان مبتلا می گردد و عنانِ عقل و اراده اش از دست می رود و این همان زمینۀ روانی فحشاء و اسارت و فساد اخلاقی زن است و نیز مردانی که به او به لحاظ نفسانی ابتلاء یافته اند .

هر چیزی که لطیف تر است بایستی مصون تر باشد مثل مروارید در صدف . پس آزادی و ارادۀ باطنی زن و رهایی از اسارت مردان ، راهی جز حجاب ندارد.

و اما در قرآن کریم آیه ای وجود دارد که معروف به آیۀ حجاب است بدین مضمون که :«زنان مؤمنه بهتر است که خود را بپوشانند تا به پاکی شناخته شده تا از آزار کافران مصون باشند».

از همین یک آیه می توان فلسفۀ اجتماعی حجاب و مسائل شرعی و عرفی آنرا درک نمود. اولاً اینکه زنان مؤمنه مخاطب هستند و نه زنانی که به ادعا و یا به وراثت و اکراه مسلمان هستند تا چه رسد به زنان غیر مسلمان .

زن مؤمن هم زنی است که دین در وجودش قلبی باشد (طبق تعریف قرآن از ایمان ) یعنی به دین علاقۀ طبیعی و فطری داشته باشد.

پس واضح است که این معضلۀ را جز خود زن در نمی یابد.

پس معلوم می شود که حجاب امری کاملاً خصوصی و عبادی است و نه حکمی حقوقی و جزائی .

و دوم اینکه در این آیه از قید «بهتر است» استفاده شده که بدان معناست که حجاب امری مستحب است و نه واجب . و سوم علت و خاصیت اجتماعی حجاب است که همانا معرفی شدن زن به پاکی و عصمت است تا مردان هرزه و کافران از آنان نومید باشند و به تعقیب و آزارشان نپردازد.

این خاصیت هم هر چند که از جامعه است ولی امری کاملاً فردی و مربوط به خود زن است.

و اما جنبۀ ضمنی دیگری از حجاب که اصل ماهیّت آن است جلب نظر نکردن زن در رابطۀ با مردان نامحرم می باشد.

همین مسئله بخوبی نشان میدهد که یک زن مؤمن اگر بخواهد بطور کامل حفظ حجاب کند علاوه بر حجاب نگاه و رفتار از چه نوع پوششی استفاده کند.

و این امر مربوط به عرف جامعه ای می شود که در آن زندگی میکند.

مثلاً اگر زن مؤمنی در شهر لندن مبادرت به استفاده از چادر و نقاب نماید بدون تردید بر جلب نظر می افزاید و این امر بر خلاف هدف ذاتی حجاب است.

البته این بدان معنا نیست که مثل برخی عریان شود بلکه از عرف و عادات زنان آن جامعه پیروی کند. و اصولاً خود زن بهتر از هر کسی می داند که چگونه می تواند جلب نظر کند یا نکند.

بنابر این زن اگر مؤمنه نباشد و نخواهد حجاب کاملی رعایت کند می تواند با چادر و نقاب هم بگونه ای ویژه جلب نظر کند و هیچکس مانع چنین امری نمی تواند بود.

همانطور که مثلاً شاهد زنان روسپی با چادر هستیم که زنان مؤمنه را نیز بد نام ساخته و بلکه تهمت و معصیتی عظیم بر دین می کنند که این امر به یک لحاظ حاصل اکراه در دین میباشد که اصل دین و حجاب را مخدوش کرده است.

پس اگر فلسفۀ ذاتی حجاب چیزی جز جلب نظر نکردن مردان نامحرم نیست پس آیا هیچ کس جز خود زن قادر به رعایت آن می باشد؟

این بدان معناست که حجاب بایستی امری کاملاً انتخابی و آزاد باشد همانطور که آیۀ حجاب از چند جنبه که ذکرش رفت این حق را عیان می کند.


اینکه امر حجاب و عفّت هیچ دشمنی خطرناکتر و مکّارتر و خانمانسوزتر از حجاب اجباری ندارد و ما در تجربۀ کشورمان به اندازۀ کافی از این بابت خساراتی مهلک دیده ایم . پس آیا بهتر نیست که به قرآن باز گردیم ؟کتاب دائره المعارف عرفانی جلد دوم فصل سوم فلسفه شریعت اثر استاد علی اکبر خانجانی
کتاب دائرةالمعارف عرفانی جلد دوم فصل فلسفه شریعت اثر استاد علی اکبر خانجانی

کتاب فلسفه جهانی دین

ثبت ديدگاه