هجرت و معرفت

۱۳۹۹-۶-۶ ۲۰:۵۳:۵۲ +۰۰:۰۰۱۳ مرداد ۱۳۹۹|خودشناسی قرآنی, مقالات صوتی و تصویری|بدون ديدگاه
هجرت و معرفت(خودشناسی قرآنی) مقاله ۵

هجرت و معرفت(خودشناسی قرآنی) مقاله ۶

ارادۀ به خودیّت و کشف هویّت فردی و فهم حالات و خصوصیات خویشتن از ذاتی ترین امیال معنوی انسان است که بدین لحاظ می توان گفت انسان حیوانی خودجو و خودخواه و خودشناس است و کلّ فعالیتهای بشری غریزتاً بر همین اساس رخ می دهد ولی بشر بتدریج این انگیزۀ ذاتی اش را به نسیان می سپارد و علت زندگی را فراموش کرده و به پرستش وسائل و امکانات زندگی مبتلا می شود .

به لحاظی آنچه که رشد معنوی نامیده می شود میزان موفقیت انسان در همان جستجوی ذاتی است و آنکه در این جستجو به خدای خود در خود میرسد انسان کامل است که دوست خداست .

واضح است که خودیّت هر انسانی همان موجودیّت بی همتا و یگانه متکّی به ذات اوست و آن گوهره ای است که خودِ خودِ اوست و هیچ غیری نه در آن راه دارد و نمی تواند بر آن اثر گذارد ، این گوهرۀ بی نیازی انسان است و مصداق سورۀ توحید است که صفات خداوند را در انسان متجلّی می سازد : احد و صمد و بی علت و بی همتا .

پس راه و روش رسیدن انسان به خودش تماماً راه و روش غیر زدایی از خویش است : طبیعت زدایی ، وراثت زدایی ، تاریخ زدایی ، جامعه زدایی ، سیاست زدایی ، آموزش زدایی و عادت زدایی و به یک کلمه یعنی جبرزدایی .

زیرا هر آنچه که از خودِ خودِ فرد نباشد یک جبر و واردۀ ناخواسته است .

مسئلۀ تزکیه نفس و صفت طهارت و عصمت دقیقاً به معنای پاک سازی خود از غیر است زیرا نفس دقیقاً به معنای خود است و معرفت نفس هم به همین معناست .

لذا کلیّۀ احکام و معارف دینی و اخلاقی ، هدفی جز رسانیدن انسان به خویشتنِ خویش ندارد و این همان تقرّب الی الله است چرا که خودیّت یگانه و بی همتای هر فردی همان خداست .

بهرحال آدمی ذاتاً خودخواه و خودپرست است ولی یا این خود را می شناسد و بر آن بیناست و یا یک پدیدۀ فرضی و موهوم و ظلمانی را می پرستد که نوع اول خودپرستی عارفانه است و نوع دوم خودپرستی کافرانه است .

حاصل اولی عدل و عرفان است و دومی ستم و جنون . در یک کلمه کلّ راه خودشناسی و خودیابی راه هجرت از غیر خویش است بسوی خویش و این است که در قرآن کریم اولین امر به هر مؤمنی همانا هجرت است زیرا ایمان یعنی ایمان به خدا و لذا انسان بایستی به آغاز این ایمان ، بسوی منشأ ایمانش حرکت کند و این حرکت از غیر بسوی خویشتن خویش است حرکت و هجرت از خاندان و نژاد و فرهنگ و جایگاه طبقاتی و ارثی خود بسوی آن خودی که در آن غیری نباشد و این خود آستانۀ پروردگار است .

کلّ مراحل تکامل بشر در هر زمینه ای چیزی جز حاصل هجرت از غیر بسوی خویش نیست و این همان جهاد فی سبیل الله است و عبور از لااله بسوی الا الله می باشد .

فقط اهل هجر اهل دین و اهل حرکت و تکامل است و دین تماماً راه هجران است از غیر و وصال خود خویشتن و یکی شدن با خود. این همان توحید است .

و این است که هر اهل ایمانی با آغاز هجرتش به ناگاه کلّ نژادش را روی در روی خویشتن و خصم راه خویشتن می یابد .

همۀ امتحانات الهی در راه تکامل معنوی مربوط به این واقعه می باشد : تن و جان و دل و اندیشه را از هر چه نژاد و عادات و وراثتها و جبرها پاک نمودن .
و این است جهاد اکبر که انواع و درجات هجرت است .

کتاب دائرةالمعارف عرفانی جلد دوم _ فلسفه قرآنی_ خودشناسی قرآنی اثر استاد علی اکبر خانجانی

کتابهای مرتبط: کتاب معرفت شناسی قرآنی _ کتاب ذکر _کتاب مبانی هستی شناسی قرانی

ثبت ديدگاه